ما ز یاران چشم یاری داشتیم !!
خود غلط بود آنچه می پنداشتیم...!!
ديگــــــــر
بانوی هيچ قصه ای نخــــــواهم شد !
كـــــــــه اين بــــــــانو خود قصه ها دارد....

امروز خم شدم و در گوش کودکی که مرده به دنیا آمد گفتم:
" چیزی از دست ندادی..."

هر بار که کودکانه دستش را گرفتم گم شدم !
ترس من از گم شدن نبود
از گرفتن دستی بود
که بی بهانه رهایم کرد .....

نه ..!!!
من ، دیگر عاشقش نیستم..!!!!!!
در همان آغوش غریبه ، تمام لذتهایش را ببرد...

من رفتم …
و تو فقط گفتی برو به …!!!
مدت هاست که بی تابم
بی تاب بازگشت و کلام آخرت…
راستی…
به بسلامت بود یا به جهنم؟؟!

نه اسمش عشـــــــــق است،
نه علاقه،
نه حتی عادت،
اشتباه محض است
دلتنگ کسی باشی
که دلـــش با تـــــــــو نیســـت!!
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 19:3 توسط تبسم
|